ترانه امروز
  
 نقد و بررسی ترانه امروز ایران
 
مرداد 1386
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    
 
آرشیو

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
سه شنبه 29 خرداد ماه سال 1386
انصاف هم چیز خوبیست ...!

گاهی حین وبگردی و مرور سایت ها و وبلاگ های حاوی ترانه ٬ به اشتباهاتی بر می خورم که فاجعه بارند...

این که بسیاری از مردم ما تا اثری را در وبلاگ یا کتاب یا هر مرجع دیگری با نام کسی ببینند  با اطمینان تمام به ان استناد می کنند باعث می شود که لا اقل ما که چنین ابزاری در اختیار داریم به خاطر حفظ حقوق صاحبان آثار هم که شده وسواس بیشتری در ارایه آثار به خرج دهیم.

دیروز دوستی به وبلاگی وارد شده بود که حاوی سرود های وطن پرستانه بود و در لیست سرود ها تصنیف بسیار مشهور " سپیده " استاد شجریان را با نام " ایران ای سرای امید " و وحشت ناک تر از آن به خوانندگی شهرام ناظری ارایه کرده بود !!!!! و البته هر چه که من اصرار به تعلق این تصنیف به استاد شجریان داشتم ٬ دوست بنده وبلاگ را مستند تر می دانست !

 همین بلا را دوست دیگری در وبلاگش بر سر " شد خزان " بدیعی زاده آورده بود و آن را به نام استاد بنان درج کرده بود ...!!!

این بلایا  را البته دوستان عزیزمان سهوا و از سر بی اطلاعی سر صاحبان آثار می اورند اما فاجعه ٬زمانی به اوج میرسد که افرادی در کمال پررویی و وقاحت آثار افراد را به نام خود معرفی و حتی به طبع می سپارند !!!!

 آقای شایا تجلی که مدعی تا لیف ۲۰ کتاب در وادی ترانه است در مجموعه ترانه " کی قد من دوست داره ؟ ! " چند ترانه از داریوش شهریاری و مریم اسدی را بی هیچ کم و کاستی به نام خودشان سند زده اند و جالب اینکه این آثار بعضا با صدای خوانندگان مشهوری منتشر هم شده است ...( از جمله ترانه "اشتباه" با صدای سعید شهروز در آلبوم معبد)

مسلما در ماهیت صاحب باقی آثار مندرج در ان مجموعه کذایی نیز تردید های جدی وارد است ...

البته شکی نیست که با چنین مرام و مسلکی ایشان باید بسیار بیشتر از ۲۰ کتاب به زیور طبع می آراستند!

نمی دانم این آقای تجلی که مدعی ارایه فرم جدیدی در ترانه است و در پروفایل هایش متکبرانه از "تنوع و گوناگونی در سبک ها و گفتمان های ملودی پذیر شعر و ترانه" اش- نقل به مضمون ـ سخن میگوید چه توجیهی برای این حرکت ناجوانمردانه دارد ...!!!

 

یا رب مباد آن که گدا معتبر شود ...


 
دوشنبه 28 خرداد ماه سال 1386
توضیح

سلام

بالاخره تصمیمی را که مدت ها پیش گرفته بودم اجرا کردم و وبلاگ ترانه امروز را در بلاگ اسکای هم ایجاد کردم. به هر حال پست هایی را که تا این جا می بینید از رو ی وبلاگ ترانه امروز در بلاگفا کپی کردم و انشا ا... از این به بعد هر دو وبلاگ را همزمان به روز خواهم کرد .

نظر هایتان را از این وبلاگ هم دریغ نکنید

ممنونم


 
دوشنبه 28 خرداد ماه سال 1386
درد مشترک

 

اردلان سرفراز اثر زیر را در مجموعه " اندیشه تا همیشه " با نام ترانه آورده است اما آن چه که مسلم است این اثر قطعه ایست ادبی که تنها به اعتبار خالقش که ترانه سرایی به نام است ترانه نامیده شده و فارغ از این تاثیر ٬ شعریست که فحوای  کلام سرفراز را نشان می دهد :

ترانه ی آغاز

در من  هزار حرف نگفته

هزار درد نهفته

 هزاران هزار دریا  هر لحظه در تپیدن  و طغیانند

در من هزار  آهوی تشنه

در خشکسال دشت پریشانند

در من پرندگان مهاجر

ترانه های سفر را

 در باغ های سوخته  می خوانند

با من  که در بهار  خزانم  قصه های  فراوانی ست

با من که زخم های فراوانی

بر گرده ام  به طعنه دهان  باز کرده اند

هر قصه  یک ترانه

هر ترانه خاطره ای دیگر

هر عشق یک ترانه ی بیدار است

در خامشی  حضورم  ،  حرف  مرا  بفهم

یا برای  عشق ،  زبانی تازه پیدا کن

تا درد  مشترک

زبان  مشترکمان  باشد

حرف  مرا بفهم  و مرابشنو

این من  نه ،‌ آن  من دیگر

آنکس  که پنجره ی  چشم های  من او را

 کهنه ترین  قاب است

از پشت پنجره ی زندان

حرف مرا بفهم

که فریاد  تمامی  زندانیان

در تمامی  اعصار است

در گیر و دار قتل  عام کبوترها

در سوگ  شاخه های  تکه تکه ی  زیتون

وقتی  که از دل  جوان ترین  جوانه های  عاشق  باغ ماه

بر مسلخ  همیشگی  انسان

در لحظه ی  شکفتن  فریاد

باران  سرخی  از ستاره سرازیر است

آن سان  که هر ستاره  دلیل  شرمساری  خورشید های  بسیاری

از برآمدنشان است

تو گریه می کنی

از  عمق آشنای  جنگل چشمانت

از عمق  جنگلی  که در آن پاییز ،  در غروب  به بغض  نشسته

باران بی دریغ اشک تو می بارد

تا عطر خیس  جنگل پاییز

در من هوای  گریه برانگیزد

آنگاه از چشم  ذهن من

شعری  بسان گریه  فرو ریزد

من شعر می نویسم

 تو  با ترانه های  عاشق من ، عاشق

تو  با ترانه های  تشنه ی من  دریا

بر پنج خط  ساز سفر  ،‌ زخمه می شوی

تو  گریه   می کنی

تو لحظه های شعر مرا ،‌ در خویش  تجربه  کرده

یعنی  مرا در بدترین و بهترین  دقایق  بودن  تکرار می کنی

یا با ترانه های من بر لب

به رویا رویی  جلادان  به مسلخ  خویش  می شتابی

یعنی که  با منی

دیروز

امروز

تا هنوز  و همیشه

آیا زبان  مشترک  این نیست ؟

آن  زبان  تازه که می گفتم ؟

آیا  زبان  مشترک  این نیست ؟


   1      2      3      4    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 2752


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها