استاد شجریان لا اقل برای من یک اسطوره است . صدای او صدای سرود ها و ترانه ها و تصنیف هایی است که از همان ابتدای آشنایی با خویشتن خویشم مرا مسحور خود می کرد.
در دوره ای که تفکر حاکم٬ موسیقی سالم را فقط نوع سنتی و کلاسیک ایرانی و سرود های انقلابی می دانست و تحمیل می کرد ٬شجریان میدان دار موسیقی ما بود .
گوش موسیقیایی هم نسلان من بیش از هر کس دیگر مدیون شجریان است. او بود که در همان دوره تحمیل عقاید لا اقل در ست می خواند و فارغ از وابستگی های مرسوم آن دوران ...
من بیشتر آثار او را در حافظه دارم و با آن ها نفس می کشم. شجریان ان قدر برایم عزیز بود که در نوجوانی و دوران دبیرستان ٬زمانی که ماه نامه افراطی " صبح " او را و هنرش را با بی انصافی تام و تمام به نقدی هتاکانه کشاند ٬ بر خلاف روال کاری و در حالی که تا آن زمان هرگز آن گونه وارد چنین بحث هایی نمی شدم در نشریه خاوران در پاسخ به آن و در صفحه ای که با عنوانی دیگر د راختیارم بود مطلبی بلند با عنوان : " صاحب هنر نگیرد ٬ بر بی هنر بهانه" نگاشتم و با بضاعت اندک خویش خواستم ادای دینی به بزرگی هنرش کرده باشم.
این ها را گفتم تا احساسم را نسبت به یگانه آواز ایران بدانید و بعد بگویم که در تاثیر اواز بر غزل به صورت مطلق با نظر آن استاد بزرگوار مخالفم.
بی شک بسیاری از اشعاری که با صدای استاد شجریان و بسیاری دیگر از اساتید به ترانه و آواز بدل گشته٬ بعد دیگری از زیباییشان بر ما پدیدار شده است . اما این بدان معنا نیست که دیگران نیز به همان اندازه در این امر توفیق داشته اند . من در متن کامل مقاله " نقدی بر جایگاه ترانه پارسی " متذکر شده ام که اصولا شعر کلاسیک امروز ما که غزل هم جزیی از آن است ٬ نه مدیون ٬ که بیرون امده از گریبان موسیقی ایرانیست. اما در طول تاریخ بعد موسیقیایی در هنر ایرانی در بعضی مقاطع آن چنان رنگ باخته است که گاه به واسطه تحریم ها و ممنوعیت ها هنرمندان ٬ تنها به شعر خوانی پرداخته اند و این امر باعث شده است تا به تدریج بعد کلامی ترانه ها و تصانیف ما با هویت مستقل شعری و در قالب های متفاوت گوی سبقت را از موسیقی ما برباید و در حالی که امروز شعر کلاسیک فارسی جزیی از قلل ادبیات و هنر جهانی است و شاعران متقدم و متاخرمان را هر از چند گاه به مناسبت های مختلف گرامی میدارند ٬کسی در هیچ جای دنیا هنرمندی از موسیقی مارا به ان نسبت نشناسد.
اگر در گذشته شعر و غزل ما مرهون موسیقی بوده است امروز دیگر چنین نیست امروز موسیقی سنتی ماست که مدیون شعر و غزل پارسی است که اگر همین بعد کلامی را هم از موسیقی ما بگیرند دیگر جز آواهایی که بی هیچ تغییری متعلق به قرن ها پیشند چیزی برای لذت بردن باقی نمی ماند .
ادامه دارد ... |