"در شگرفان حرکاتیست که آنش خوانند" !
ثابت شده است که هیچ گاه با تکیه صرف بر تکلف های شعری و استفاده از صنایع ادبی و ایجاد فرم نمی توان اقبال جامعه به ترانه ها را تضمین نمود زیرا تمامی این موارد در حکم کالبد ترانه اند و این کالبد نیاز به دمیدن روحی دارد برای بقا و برقراری ارتباط با اجتماع .
پیدا کردن تعریفی جامع برای "روح ترانه" بسیار مشکل است ... شماری از ادبا در گذشته نام این عنصر حیاتی را " آن " گذاشته اند :
در شگرفان حرکاتیست که آنش خوانند
در تو " آن " هست و دو صد فتنه به آن پیوسته ! (۲)
ادبا و هنرمندان متقدم به خوبی دریافته بودند که وجود عنصر نا شناخته ی "آن" برای ارتباط با مخاطب و اجتماع تاثیر گذار تر از زیبایی های ظاهری و حسن و جمال کالبد است و البته عقیده داشتند که در کنار هم بودن این دو خصوصیت دل انگیز تر خواهد بود ! :
این که می گویند " آن " خوش تر ز حسن ...
یار ما این دارد و آن نیز هم ...(۳)
در آثار ترانه سرایان بزرگمان بسیار به چنین مواردی بر می خوریم . به عنوان مثال به این بیت مشهور از ایرج جنتی عطایی توجه کنید :
میون این همه کوچه که به هم پیوسته
کوچه ی قدیمی ما کوچه ی بن بسته(۴)
در این اثر و در ظاهر هیچ تکلف شعری و صنعت ادبی به چشم نمی خورد ولی روحی در کالبد بی تکلف بی پیرایه و ساده این بیت هست که تا ثیری شگرف بر مخاطب می گذارد ...
" زویا زاکاریان " در توصیف این بیت گفته است :
" حتی یک واژه از خرازی نوین در این بیت شعر نیست که باعث باز ماندن دهان آدم بشود اما چه کسی می تواند انزوای فرهنگی یک نسل و بن بست پرواز یک ملت را این طور ظریف و کامل بیان کند و آن هم فقط در یک بیت . (۵)
" محمد رضا طغرل ( اهورا ) " نیز از دیدگاهی دیگر به این اثر نگریسته است :
" ارایه و ثبت این واقعیت جدید از کوچه و خانه آشنایی زدایی در ژانری است که مخاطبش به تصاویر شایع و فراگیر اغلب دست مالی شده عادت کرده است و به راحتی با تصاویر و تعابیر جدید از موضوعات شناخته شده و قدیمی کنار نمی آید ... "(۶)
و این هم توصیف " دکتر سیامک بهرام پرور " از ترانه بن بست :
"... در حقیقت این جا شاعر رویکردی به اسلوب ساختن کوچه ـ وطن دارد و نکته ای را هم که مورد توجه قرار می دهد بسیار تامل بر انگیز است : بن بست بودن ! کوچه ی بن بست کوچه یی بی ارتباط است ..." (۷)
یک بیت به ظاهر بسیار ساده و بی تکلف و این همه تفاسیر کارشناسانه و موشکافانه !! این همان تاثیر "روح ترانه" بر مخاطب اثر است ...
(۱) Defamliarazition
(۲) احتمال می دهم متعلق به سلمان ساوجی باشد !
(۳) حضرت حافظ !
(۴) " بن بست/زمزمه های یک شب سی ساله / ص ۴۸ "
(۵) " مرا به خانه ام ببر / ص ۳۲۶ "
(۶) "زمزمه های یک شب سی ساله / ص سیزده "
(۷) " مرا به خانه ام ببر / ص ۳۰۳ " |