آشنا زدایی(۱) در ترانه

با طرح این موضوع که " زبان آشفتگی در آثار بزرگان ترانه سرایی تا ثیر آشنازدایی ندارد " در بحث قبل برخی عکس العمل ها به این مطلب حاکی از آن بود که عده ای از دوستان تصور نموده اند   " آشنازدایی " در ترانه را  مطلقا مذموم میدانم .

اما بی شک آشنا زدایی می تواند تاثیرات و موارد استفاده مثبتی نیز داشته باشد . بهترین مورد استفاده آشنازدایی در ترانه به وجود آوردن فرم اختصاصی در مجموعه آثار یک ترانه سراست . ترانه سرا می تواند فارغ از اصول کلاسیک سرودن شعر و ترانه با آشنا زدایی در ایجاد ترکیبات کلامی و یا در خود کلمه و حتی در ریتم آن و تکرار عامدانه این عمل این خرق عادت را مبدل به نوعی امضا برای آثار خود کند . نا گفته نماند که آشنازدایی در تصویر سازی و انتخاب موضوع ترانه تاثیری به مراتب بیشتر از موارد مربوط به دستور زبان در ایجاد فرم خواهد داشت . هرچند این به معنای لزوم قطعی آشنازدایی برای ایجاد فرم در ترانه نیست .

"چند زبانی " را همیشه هم نمی توان آشنازدا دانست . اگر به گفتار فرهیختگان به هنگام سخن گفتن دقت کنیم متوجه می شویم که زبان آشفتگی به کرات در کلام ایشان اتفاق می افتد و این جزیی از "فرم" نوع صحیح زبان محاوره است که به ترانه نیز سرایت نموده است و نمونه ایست از خلق فرم توسط  آشنازدایی . هرچند از استفاده نابجا و غیر اصولی از خاصیت زبان آشفتگی نیز نمی توان در نقد ترانه چشم پوشی نمود .